امروز : یکشنبه 25 آذر 1397 ساعت : 20:58:23
قم حرم اهل بیت (ع)
  • امام صادق(ع)مى فرماید:خداوندحرمى دارد که مکه است،رسول خدا(ص)حرمى دارد که مدینه است،على(ع)حرمى دارد که کوفه است و ما هم حرمى داریم که قم است و بزودى یکى از اولادمن در آن دفن مى شود که هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب میشود
ساعت

قم پس از اسلام

اسناد و مدارک نشان می دهد که شهر جدید قم در دوره اسلامی و در محلی به نام ممجان در نزدیکی نقطه باستانی شارستان تکوین یافته است. این شهر در سال ۲۳ هجری قمری به دست سپاه اسلام به فرماندهی ابوموسی اشعری فتح گردید.

از سال ۲۳ تا ۸۵ هـ.ق اتفاق مهمی که در وضعیت شهر قم و زندگی مردم آن موثر باشد، به وقوع نپیوسته است و اهالی این شهر با دادن جزیه (مالیات) هم چنان در پناه اسلام بر کیش زرتشتی خود مانده اند. هفتاد سال بعد در زمان خلافت عبد الملک، دسته ای از اعراب شیعه مذهب از فرط ستم خلفای اموی به ایران مهاجرت کردند و در جست و جوی موطنی جدید، در آغاز سال ۹۳ هـ . ق وارد قم شدند و با دعوت مردم شهر به مذهب خود، یعنی تشیع، توانستند جمع کثیری از آن ها را به این مذهب متمایل کنند. پس از این اعراب به قم آمدند بناها و عمارت های بسیاری ساختند که این امر موجب گسترش شهر شد. آن ها باروری سابق را خراب کردند و باروی مستحکم تری در اطراف کشیدند به طوری که رودخانه در داخل حصار جاری می شد.

از جمله اتفاقات مهمی که در قرون اولیه اسلام در شهر قم رخ داده است، باید به مهاجرت و پناه آوردن بسیاری از سادات و فرزندان خاندان و آل علی (ع) به این شهر و رسوخ عقاید شیعه امامیه در دل و جان مردم آن اشاره کرد که سبب شد تا به تدریج به عنوان یکی از مراکز بزرگ تشیع در جهان شناخته شود و مورد بغض و کینه و عناد خلفا قرار گیرد. هم چنین از آن جمله باید به جدا شدن شهر قم از اصفهان و مستقل شدن آن در حدود سال ۱۸۹ هـ.ق که به تقاضای یکی از مشاهیر این شهر به نام حمزه بن یسع و با موافقت هارون الرشید انجام گرفت، اشاره کرد.

مرکزیت مذهبی شهر قم که از روزگار زندگی حضرت امام جعفر صادق (ع) تاکنون ادامه دارد، سبب شده است تا در قرون دوم و سوم تعداد بسیار زیادی از راویان اخبار و محدثان شیعی، از این شهر برخیزند و یا در آن اقامت کنند. علت اساسی روی آوردن اهل خبر و حدیث شیعه و پیروان مکتب اهل بیت (ع) به شهر قم، سخت گیری ها و فشارهای فراوانی بوده است که در قرون نخستین در شهرهای مختلف نسبت به طرفداران خاندان پیامبر(ص) روا داشته می شد، در حالی که این شهر یک محیط شیعه نشین صرف بود و تا حدود زیادی از دخالت مستقیم و تسلط عمال خلفا به دور بود. در این سال هاست که قم و حوزه دینی آن، به تدریج جایگزین حوزه دینی کوفه شد که قبلا مرکز روات و محدثان بود. بدین ترتیب می توان گفت که حوزه دینی این شهر قدیمی ترین مرکز نشر علوم اسلامی است که تاکنون باقی مانده است، حتی حوزه علمیه نجف اشرف نیزسه قرن بعد، یعنی در قرن پنجم تاسیس شد.

از سوی دیگر رحلت حضرت فاطمه معصومه(س) در قم به سال ۲۰۱ هـ.ق و دفن جسد مطهره آن بانوی بزرگوار در باغی معروف به بابلان که در آن زمان خارج از شهر بوده است، باعث شد تا مردم به تدریج مسکن خود را به قبرستان و باغ بابلان نزدیک کنند تا به قبر متبرک آن حضرت نزدیک تر باشند و از زیارت کریمه اهل بیت (س) بیشتر برخوردار شوند، از این رو به مرور زمان ساختمان های شهر در قسمت های شرقی متروک ماند و مردم متوجه سمت غربی گردیدند. این واقعه از تاریخ وقوع تا امروز بزرگ ترین عامل احیای شهر قم و رونق آن بوده است و تا همیشه خواهد بود.

۱-۲) وجه تسمیه قم

در عصر ساسانی، مکانی به نام قم در این سرزمین وجود نداشته است، زیرا این واژه عربی است منتهی می توان می توان گفت وجود نام «کم» که فارسی و مربوط به آن عصر است، الهام بخش عرب اشعری در نام گذاری این شهر بوده است. درباره وجه تسمیه قم در اسناد و کتب تاریخی، مطالب گوناگونی آمده است که در این جا به اختصار مورد اشاره قرار می گیرد:

بنای قم را به «قمسار بن سهراب» نسبت می دهند و از این رو آن را قم نامیده اند.

از آن جا که دشت قم در آغاز محل جمع شدن آب بوده است به آن قمقمه و قم گفته اند. دشت قم پیش از آن که به صورت شهر درآید محل کوچ چوپانان به همراه گوسفندها بوده است و آن ها در آن جا کومه هایی برای خود می ساخته اند. این کومه ها کم کم زیاد شدند و به صورت ده کوچکی درآمدند و این ده به تدریج و با ازدیاد سکنه به شهر مبدل شد، از این رو آن را کومه نامیدند، تا پس از ظهور اسلام و استیلای اعراب بر ایران که این کلمه به قم تبدیل گشت.

گروهی می گویند که چون ابلیس در این مکان به زانو درآمده و سر تسلیم فرود آورد رسول اکرم (ص) در شب معراج به او فرمود: قم یا ملعون، یعنی برخیز ای ملعون، و بدین دلیل آن را قم نام داده اند.

در ابتدا نام آن کمیدان یا کمندان بوده است، چهار حرف آن را بینداختند و بر دو حرف اختصار کردند و گفتند «کم» و بعد آن را معرب کردند، قم خواندند.

قم در اصل «کم» بوده، سراسر این دشت را به همین نام می خواندند و چون اشعرین عرب بودند و شیوه آن ها تحریف و تصرف در صورت الفاظ بیگانه بود، کاف را به قاف تبدیل کردند و قم گفتند.

در این منطقه چمشه ای وجود داشته پر آب که مردم دهکده «کب» با آن کشت و زرع می کردند و فاضلاب آن در رودخانه جاری می شد و بیشترین آبی که از مجرای این رودخانه به این سرزمین می رسید از چشمه کب بود، از این رو رودخانه را «کب رود» خواندند و همین نام است که پس از تعریب به صورت «قمرود» در آمده و چون قمرود نام رودخانه شد، پس شهری که کنار آن موجودیت یافت، قم نام گرفت.

روایت است که اهل قم در زمان ظهور امام زمان (عج) قیام می کنند و آن حضرت را از دل و جان و زبان مدد و نصرت می رسانند، لذا به آن قم گفته می شود.

چون اعراب اشعری به قم آمدند، در این منطقه هفت ده به نامهای: ممجان، قزدان، مالون، جمر، سکن، جلنبادان و کمیدان ساختند و زمانی که این هفت ده وسعت یافت و به یکدیگر نزدیک شد، به آن ها جمعا کمیدان گفتند و پس ازمدتی به اختصار «کم» و سپس معرب شده، قم گفتند.

یکی از نام های دیگر قم، عنوان «هفت قلعه» است و برخی آن را هفت محله شناخته اند اما به عقیده دکتر باستانی پاریزی این نام به لقب خاتون هفت قلعه بر می گردد. بعد از آن که حضرت معصومه (س) وفات یافت، ایشان را در باغ بابلان دفن کرده اند که جزء مالون بوده و مالون نام یکی از قلعه قم بوده است. با توجه به این که آبادی ها به صورت پل کجه (پل کیجک= دختر)، خورزن، قبادبزن و امثال آن ها در قم و اطراف هست، شک نباید کرد که یکی از مراکز مهم آناهیتا پرستی در قم بوده که سخت محتاج آب و باران هم بوده اند و دفن حضرت معصومه (س) در این مکان از جهت احترامی بوده که مردم به قبرستان مالون و هفت قلعه داشته اند.

هم چنین قم از شهرهایی است که لقب های متعدد به آن داده شده است و این لقب ها مفهوم دینی و مذهبی دارد، مانند دار المومنین، دار العباده، دار الموحدین، خیر المقدمین، دارالعلم، خاک فرج، مدینه المومنین، بلده المومنین و … البته از این القاب به شهرهای دیگر نیز اطلاق شده است.

۲-۲) قم پس از دوره اسلامی

یعقوب لیث صفاری در سال ۲۴۷ هـ.ق سلسله صفاریان را تشکیل داد و بدین وسیله نخستین دولت مستقل ایرانی پس از تجزیه ایران از ممالک اسلامی پایه گذاری شد. حال، به صورتی گذرا به حوادث و وقایع این مقطع زمانی که در روند رشد و توسعه شهر قم دخیل بوده است می پردازیم.

در قرون دوم و سوم هـ.ق به علت نافرمانی مردم قم از پرداخت خراج به حاکمان وقت (هارون الرشید و برادران و پسرانش) جنگ های خونین بین مردم و سرداران خلفا روی داد که منجر به انهدام و سوزاندن سراها و باغ ها و قتل عام مردم از سوی آن ها شد. در سال ۲۹۲ هـ.ق سیل عظیمی موجب ویرانی قسمتی از قم گردید و بدون شک این گونه حوادث طبیعی و غیر طبیعی در روند شهر نشینی در هر منطقه ای موثر می باشد، چرا که لازمه گسترش هر مکان در همه زمان ها فعالیت های اقتصادی است و این گونه فعالیت ها در مکان هایی نضج می گیرد که آرامش داشته باشد. در چنین زمان هایی به علت عدم امنیت جانی و مالی، روند رشد و توسعه شهر قم رو به افول می نهاده، تا آن جا که بعضی مواقع به جز تعداد معدودی ساکن، خالی از سکنه می شده است. پس از این سیل ویرانگر، در قرن چهارم هـ.ق قم رو به آبادی رفته و چنان گسترش یافته که ۲۰ تا ۳۰ هزار محدث و راوی در این شهر وجود داشته است و از حیث جمعیت، آن قدر رشد داشته که تنها ۵۲ آسیاب در آن مشغول به فعالیت بوده است. در قرن پنجم و ششم این روند ادامه می یابد تا جایی که دو طرف شهر حدود ۵ کیلومتر از یکدیگر فاصله داشته، و در دو مکان نماز جمعه برقرار بوده است که این خود دلیلی بر وسعت شهر در این زمان می باشد.

شهر قم مانند بسیاری از شهرهای کشور در سال های ۶۱۶، ۶۵۱ و ۷۸۲ هـ.ق به ترتیب مورد تاخت و تاز چنگیز، هلاکو و تیمور قرار گرفت و به ویرانه ای بزرگ مبدل شد. قم در قرن نهم مختصر آبادی پیدا کرد و در شمار شهرهای متوسط کشور درآمد، اما آثار ویرانی های به جای مانده از قرون هفتم و هشتم هـ.ق هم چنان تا این قرن بر جای بوده است. در این زمان پس از یک آرامش نسبی که بعد از حمله مغول ایجاد شد، با رویی به دور شهر احداث کردند و شهر اندک اندک رو به ترقی گذاشت تا آن جا که در اواخر این قرن آن چنان رشد و توسعه پیدا کرد که در آن ۲۰ هزار خانه وجود داشت.

در زمان صفویه (۱۱۴۸ ۹۰۶ هـ.ق) چون این خاندان نسبت به قم توجه مخصوصی داشتند، این شهر رو به آبادی گذاشت و دارای ساختمان های نسبتا زیبایی گردید و جمعیت آن به پنجاه هزار نفر بالغ شد. در سال ۱۰۴۴ هـ.ق و در زمان شاه صفی، به علت جاری شدن سیل نصف شهر ویران گردید. بعدها در اواخر دوران حکومت صفویه، دوباره قم رو به پیشرفت و توسعه نهاد و تا اواخر سلطنت آنان به منتهای ترقی و آبادی خود رسید.

در زمان فتنه افغان ها (۱۴۴۲ ۱۱۳۵ هـ.ق) قم دوباره رو به خرابی نهاد. به خصوص در مدتی که جمعی از سپاهیان افغانی این شهر را مقر خود قرار داده بودند، فساد زیادی در آن شایع شد.

پس از روی کار آمدن قاجاریه و در زمان فتحعلی شاه مجددا آبادی و توسعه قم شروع گردید، زیرا وی در ایام جوانی نذر کرده بود که اگر به سلطنت برسد، اولا از قم مالیات نگیرد، ثانیا آن را آباد کند، که پس از رسیدن به حکومت تنها به شرط دوم عمل کرد و با آن که به بخل و خست شهرت داشت در کمال سخاوت در تعمیر و تزیین شهر قم یک بیمارستان (مدرسه دار الشفاء) و یک آموزشگاه روحانی و یک مهمان سرا در شهر قم ایجاد کرد و برای خودش مقبره ای در جوار مرقد حضرت فاطمه معصومه (س) ساخت.

تا اواخر دوره قاجاریه شهر قم از ده محله بزرگ به نام های: محله آستانه، محله عشقعلی، محله الوندیه، محله چهار مردان، محله سیدان، محله سنگ بند، محله موسویان، محله مسجد جامع، محله باغ پنبه و محله اسحاقیه تشکیل می شد. این محلات اکنون نیز عینا با همین نام ها در بافت قدیم شهر وجود دارد البته هر یک از این محله ها خود به چند محله فرعی تر تقسیم می گردند. چنان چه محله سیدان در نزدیکی بارو، دروازه قلعه نامیده می شود و در انتها به «پنجه علی» مشهور است. محله ها و کوچه ها و کوچه هایی که در بافت قدیم به وضوح رویت می شوند، همگی پیرامون محله «لب چال» که هسته کهن شهر قدیم می باشد قرار گرفته اند.

در زمان محمد شاه، دوباره رو به خرابی نهاد و به صورت مخروبه ای عاری از عمارت های مهم که تنها ۲۵۰۰۰ سکنه داشته در تاریخ معرفی شده است. در سال ۱۲۹۹ شمسی جمعیت شهر به ۳۵۰۰۰ نفر افزایش یافت.

۳-۲) شهر نشینی در دوران معاصر

پس از سپری کردن این روند پر فراز و نشیب، که زمانی شهر پر جمعیت و آباد و در زمان هایی نیز با کاهش جمعیت و ویرانی رو به رو می شد و به دنبال آن رشد و گسترش شهر نیز به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می گرفت و به وسعت آن افزوده می شد و یا کاهش پیدا می کرد، نظام شهر نشینی در ایران از دهه ۱۳۰۰ شمسی با روی کار آمدن رضا خان و ایجاد تحول در نظام اقتصادی و اجتماعی، زمینه های رشد شهرنشینی با آغاز گسترش روابط اقتصادی واجتماعی سرمایه داری در ایران، در دو دوره شهر نشینی بطئی (۱۳۴۰-۱۳۰۰) و شهرنشینی سریع (۱۳۷۵-۱۳۴۰)، که البته تا به امروز ادامه دارد وارد مرحله جدیدی شده است.

در حقیقت آغاز شهر نشینی به سبک نوین در ایران را باید چیزی در حدود سال ۱۳۰۰ هـ.ش به حساب آورد. ایجاد کارخانه های جدید، خطوط راه آهن، پیدایش صنعت و به شهرنشینی رونق داد و چهره آن را دگرگون کرد. در این مدت رشد طبیعی جمعیت روند صعودی یافت و نرخ رشد جمعیت شهری از نرخ رشد جمعیت روستایی پیشی گرفت.

بنابراین همان طور که در بالا اشاره شد روند شهرنشینی در ایران از سال ۱۳۰۰ تا سال ۱۳۵۷ را می توان به دو دوره شهر نشینی بطئی و شهرنشینی سریع تقسیم کرد:

دوره اول از سال ۱۳۰۰ شروع و به اجرای قانون اصلاحات اراضی در سال ۱۳۴۰ ختم می شود، در این دوره نرخ رشد سالیانه شهرنشینی در ایران به طور متوسط ۶۵/۲ درصد بوده است.

در دوره دوم شهرنشینی، که از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ را در بر می گیرد، نرخ رشد سالیانه به طور متوسط ۴۲/۴ درصد بوده است.

تا سال ۱۳۳۵ که اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران انجام شد، آمارهای کامل و نسبتا دقیقی در مورد جمعیت شهری کشور موجود نبود. اما پس از آن مطابق آمارهای موجود، در طول یک دوره ۳۰ ساله از ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ تعداد شهرهای کشور از ۱۹۹ به ۴۹۶ شهر و تا سال ۱۳۷۰ به ۶۱۲ شهر افزایش یافت، و تنها در فاصله سال های ۶۵-۱۳۴۵ بیش از ۱۷ میلیون نفر بر جمعیت شهری کشور افزوده شده، در حالی که، جمعیت روستای در این دوره حدود ۶/۶ میلیون نفر افزایش یافته است. حاصل جا به جایی های شدید جمعیت، از نقاط روستایی به سوی مراکز شهری، در سال های گذشته، افزایش میزان شهر نشینی از ۳۸% کل جمعیت کشور به حدود ۹/۵۴% در سال ۱۳۶۵ بوده است در صورتی که با مقایسه سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۰ این میزان از ۴/۳۱% به ۵۷% افزایش را نشان می دهد این افزایش شدید میزان شهرنشینی در سال های اخیر، مشکلاتی چون کمبود مسکن، حاشیه نشینی، آلودگی محیط زیست، پیدایش مشاغل کاذب و … را در جوامع شهری کشور به همراه داشته است.

علاوه بر آن توزیع این جمعیت شهر نشینی نیز، نامناسب بوده و بر مشکلات افزوده است. به گونه ای که از مشخصه های اصلی نظام شهرنشینی کشور تمرکز بیش از حد جمعیت، در چند شهر بزرگ و میلیونی است. درسال ۱۳۶۵ مشخص شد که هشت شهر: تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، اهواز، قم و کرمانشاه که بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت داشته اند، ۸/۴۴ درصد از کل جمعیت شهری را در خود جای داده اند و ۲/۵۵ درصد بقیه در ۴۸۸ شهر دیگر ساکن بوده اند.عدم سرمایه گذاری های لازم زیربنایی در سایر شهرها، به ویژه شهرهای کوچک و متوسط و هم چنین روستاهای کشور موجب تشدید مهاجرت های داخلی شده و به تمرکز شدیدتر جمعیت در معدودی از شهرهای کشور به ویژه شهر تهران، منجر شده است.

به هر حال حرکت به سمت شهری و توسعه شهر نشینی دو مساله را به همراه داشته است: اول افزایش تعداد شهرها و گسترش سریع برخی از آن ها. مساله دوم در کشور ما حادتر و تبعات ناشی از آن نیز همانند کمبود مسکن، بیکاری ، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و … دامنه وسیع تری دارد. این قبیل مشکلات، کارگزاران امور شهر و سیاست گزاران را وا می دارد، تا با الگوها و برنامه هایی از جمله: سیاست تقویت شهرهای کوچک و متوسط و ایجاد شهرهای جدید در نقاط مختلف کشور، سعی در کنترل رشد جمعیت و توزیع جغرافیایی یا هدایت آن نماید.

شهر قم از جمله شهرهای بزرگ و مهاجر پذیر کشور می باشد که در مقطع زمانی پس از سال ۱۳۰۰ با افزایش جمعیت و توسعه شهر به طرز چشمگیری مواجه بوده است. در سال ۱۲۹۹ یعنی یک سال قبل از شروع شهر نشینی نوین در ایران ۳۵۰۰۰ نفر جمعیت داشته است. در سال ۱۳۰۵ و در آغاز این جریان جمعیت قم ۶۰۰۰۰ نفر، در سال ۱۳۱۶، ۵۵۰۰۰ نفر، در سال ۱۳۲۱، ۵۲۶۳۷ نفر و در سال ۱۳۲۶، ۸۱۵۴۰ نفر بوده است.

در بررسی جمعیت از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵ به این نتیجه می رسیم با این که درصد جمعیت شهری نسبت به جمعیت روستایی از سال ۱۳۶۵ بیشتر بوده و نشان دهنده آن است که اکثر جمعیت کشور (۹/۵۴ درصد) شهر نشین بوده اند اما شهر قم از همان اولین دوره سرشماری در سال ۱۳۳۵ ۹/۵۹ درصد جمعیت شهرنشین، تفاوت عمده ای را با آمار کشور نشان می دهد. جمعیت شهرستان قم طی دوره های بعد دارای رشد چشمگیر جمعیت شهر نشین می باشد، تا آن جا که در سال (۱۳۴۵) ۷/۷۴ درصد، در سال (۱۳۵۵) ۲/۸۴ درصد، در سال (۱۳۶۵) ۸۸ درصد، در سال (۱۳۷۰) ۹۰ درصد و بالاخره در سال ۱۳۷۵ بالغ بر ۹۱ درصد جمعیت شهرستان ساکن در شهرها (شهر قم ) بوده اند و از این حیث شهرستان قم در کشور دارای بالاترین درصد جمعیت شهرنشین می باشد.

رشد جمعیت هر شهر پیامدهای گوناگونی دارد، که ازبدیهی ترین آن ها، گسترش شهر و نیاز به تغییر و تحول در بافت شهر به ویژه بافت قدیمی است. با توجه به این ضرورت، تغییر و تحولات در بافت شهر قم از سال ۱۳۰۷ در دوران پهلوی اول آغاز شده، که از آن زمان تاکنون تغییر و تحولات عمده ای یافته و شهر چندین برابر وسعت یافته است.

تغییر و تحولات در بافت شهر قم و توسعه کالبدی آن ازسال ۱۳۰۷ آغاز گردیده است. در این زمان اولین تغییرات با احداث خیابان های طالقانی (آذر)، ۱۹ دی (باجک) و هسته مرکزی شهر از طرف بازار به سوی حرم مطهر حضرت معصومه (س) کشیده شده است. در سال ۱۳۱۶ با شروع احداث راه آهن و خیابان ایستگاه این روند ادامه یافت. از سال ۱۳۴۴ راه های ارتباطی بین شهری، به ویژه محور تهران به اراک و سلفچگان و قم به کاشان گسترش یافت و توسعه شهر با احداث خیابان های جدید در سمت غرب و جنوب ادامه یافته است. از سال ۱۳۴۵ به بعد گسترش شهر بیشتر در سمت شمال و جنوب شهر متمرکز بوده و به ویژه پس از انقلاب اسلامی و افزایش مهاجرت به شهر قم سیمای شهری آن به شدت دگرگون شده و شهر از جهات مختلف توسعه یافت. این توسعه در جهت جنوب شهر بیشتر توسط اقشار پر درآمد جامعه و در بقیه جهت توسط اقشار متوسط و کم درآمد شهر صورت گرفته است. اکثر این مهاجرت ها از مناطق ترک زبان کشور بوده و هم چنان ادامه دارد.

از طرف دیگر توسعه شهرک ها در اطراف قم به خصوص در سمت جنوب شهر، نشان دهنده گسترش شهر قم در سال های اخیر است. شهرک های مهم قم: سالاریه، شهرک امام خمینی، یزدانشهر، شهرک امام حسن(ع)، شهرک قائم و شهرک پردیسان می باشند.

بنابراین اگر شهر قم هم چنان به روند شهرنشینی و افزایش جمعیت خود ادامه دهد، در آینده این نه چندان دور به شهرهای میلیونی کشور می پیوندند و مشکلاتش افزایش می یابد.

۴-۲) قم و نظام سلسله مراتب شهری

کشور ما در چند دهه اخیر به علت مهاجرت های روستایی و در جهت افزایش تعداد شهرها و تبدیل برخی از آن ها به شهرهای بزرگ دچار تغییرات و تحولاتی شده که نتیجه آن ناهماهنگی در پراکندگی مراکز شهری، تمرکز شدید جمعیت در برخی از شهرها، ناموزونی در نظام و شبکه شهری و بالاخره عدم تعادل سلسله مراتبی شهری بوده است. لذا به جهت جلوگیری از مشکلات فراوان اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و اکولوژیکی شهرهای بزرگ، بررسی کمی و کیفی این شهرها و لزوم بازنگری در برنامه ریزی آن ها، از اهمیت زیادی برخوردار است. بدیهی است در پیدایش این عدم تعادل و ناهماهنگی، در عین حال که نقش عوامل زیست محیطی و تباین شرایط طبیعی را به عنوان بستر جغرافیایی نمی توان فراموش کرد، اثر مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را نیز نباید از نظر دور داشت.

سلسله مراتب شهری نوعی رده بندی و پشت سر هم آوردن منظم مراکز شهری است که بر حسب اهمیت و براساس عوامل کمی و کیفی صورت گرفته و بر مبنای تعداد جمعیت و مرتبه منظم شده اند.

در نظام سلسله مرتبه ای شهرهای یک کشور، غالبا یک مکان شهری به لحاظ ویژگی های خاص خود در بالاترین مرتبه سلسله مراتب شهری قرار می گیرد، این شهر که در واقع بزرگ ترین شهر یک کشور و اغلب پایتخت و مهم ترین نماینده فرهنگ ملی آن محسوب می شود «نخست شهر» نامیده می شود.

ژرژ کینگ زیپف بر این مبنا فرمولی ارایه داد که با کمک آن می توان اندازه و مرتبه شهرها را مورد بررسی قرار داد. به طور مثال، جمعیت دومین شهر با تقسیم اولین شهر بر دو و پنجمین شهر با تقسیم جمعیت اولین شهر بر پنج و به طور حاصل می شود و اصولا باید یک نظم سلسله مراتبی بین این شهرها برقرار باشد.

در رتبه بندی ۴۰ شهر اصلی کشور که توسط فریبرز رییس دانا بین سال های ۳۵ تا ۷۰ صورت گرفته، رشد جمعیت شهر قم و به دنبال آن مقایسه رتبه های کشور نشان می دهد که قم از جمله شهرهایی بوده که در تمام دوره ها جمعیت آن افزایش قابل توجهی داشته و از حیث رتبه در سال ۱۳۳۵ دهمین شهر کشور بوده، ولی در سال ۱۳۷۰ به هفتمین شهر پر جمعیت کشور ارتقا یافته است بعلاوه در سرشماری سال ۱۳۴۵ رتبه نهم و سال های ۵۵ و ۶۵ رتبه هشتم را دارا بوده است.

تمامی حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به مجتمع اقامتی طوبی میباشد