درآمد: شهر قم خاستگاه بزرگان و انديشمنداني است كه در عرصه هاي مختلف درخشيده و از خود آثار سترگي بر جاي نهاده اند. در اين جا شرح حال چند تن از بزرگان و مدفونين اين شهر را به صورت تك نگاري مفصل و تعدادي از شخصيتها به صورت كوتاه(1)، براي ارائه نمايي از بزرگان و شخصيتهاي قم، تقديم ارباب نظر مي گردد.

1. چند شرح حال از كتاب تحفة الفاطميين
قطب راوندي و كرامتي از وي
در كتاب انوار المشعشعين كه شيخ محمد علي ارجستاني، ساكن بلده قم، در سنه هزار و سيصد و پنج آن را تأليف نموده است، مي گويد كه:

ميرزا مهدي خان اعتضادالدوله، داماد ناصر الدين شاه قاجار، شب در خواب ديد كه صحراي محشر بر پا شده و غل و زنجيري از آتش بر گردن او گذارده بودند و او را به طرف جهنّم مي كشانيدند. در اين حال، نظرش بر يك نفر مرد موقّر و جليل القدري مي افتد، دامان او را مي گيرد و به او پناه مي برد. آن شخص شفاعت او را مي نمايد و امر مي كنند كه او را رها كنيد. اعتضادالدوله پس از استخلاص خود، روي به آن شخص مي كند و عرضه مي دارد كهاي آقا شما كيستيد؟ مي فرمايد: من قطب راوندي هستم. چون از خواب بر مي خيزد روشنايي آن مضجع را به عهده مي گيرد و يك محجّر كجاوه براي روي قبر او مي سازد. پس از اين كه بناي صحن جديد را گذاردند، قبر او را از سنگ ساختند و بلند نمودند.

 

شيخ محمد حسين قمي

 
مرحوم شيخ محمد حسين قمي، از تلامذه شيخ الطايفه حاج شيخ مرتضي انصاري قدس سره كه به درجه اجتهاد و استنباط رسيده و در سال 1322 به مرض وبا درگذشت و در وسط صحن عتيق حضرت معصومه عليها السلام مدفون گشت. از كلام او است:
هزار مسئله آموختم به مكتب عشق
ولي چه سود ندادند اذن گفتارم

مرا كه نيست خريدار خواجه مي داند
به حيرتم كه چرا مي برد به بازارم

 

 

ميرزا محمد بن محمد تقي ارباب قمي (متوفاي 1341 ه ق)

 
حاج ميرزا محمد از آيات الهيه و از براهين قاطعه طريقه حقه جعفريه، در فقاهت و اجتهاد مقامي بسيار بلند و رتبه اي بس ارجمند داشت. به مقام بزرگواري و بسط يد و نفاذ حكم و قبول عامه كه داشت، كمتر كسي رسيده است. در حفظ و حمايت شريعت مصطفوي دقيقه اي فرو نگذاشت و در اين باب اقدام و اهتمام او را ديگري نداشت.

در اوايل جواني از اين بلد شريف رخت به عتبات عاليات كشيده و در محضر حجة الاسلام حاج ميرزا محمد حسن شيرازي استفاضه و استفاده نموده و عمده تلمذ وي در فقه و اصول در خدمت حاج ميرزا حبيب الله رشتي و ملا كاظم خراساني بوده، تا آن كه بعد از تحصيل و تكميل علوم دينيه به قوه قدسيّه اجتهاد فائز آمده، مجاز شده به وطن مراجعت نموده، رياستي عامه و شهرتي تامه پيدا كرد، صيت فقاهت و فضيلت او به همه جا رسيده و مقروع اسماع خاص و عام گرديد. مجلس درس و افادت و افاضتش دائر و برقرار بوده، منبري داشت شيرين و متين و محضري بس نمكين، در نهي از منكر و منع اهل فجور قلبي قوي داشت و در حفظ حدود شرعيه دقيقه اي فرو نگذاشت.

مادام الحيات به تدريس و ترويج، و افاضت و امامت و حكومات شرعيه اشتغال داشت و ساحت محكمه آن بزرگوار به هيچ توهم مشوب نشد و دامن اصحاب و اتباعش هرگز به تهمتي نيالود. جماعت علما در حضرت وي خويشتن را خورد مي شمردند و بزرگان دين و دنيا نام مباركش را به حرمت تمام مي بردند.

و از شريف آثار قلميه وي كتاب اربعين الحسينيه(2) است.(3) جلالت قدر و عظمت شأن آن بزرگوار در اين مختصر نگنجد، به اختصار كوشيديم.

سنين عمر آن جناب شصت و پنج سال، در سنه يك هزار و سيصد و چهل و يك مهر سكوت بر لب زده و عالم آخرت را منزل ساخت.

و گاهي به گفتن شعر ميل مي نمود و قدري از اشعار درر بار آن جناب را در اين كتاب برنگاشتم. و چندي از قصايد و اشعار عربي و فارسي او را ثبت كرده است.

 

 

سيد محمد تقي قمي

 
آقا سيد محمد تقي قمي، فرزند حاج سيد اسحاق، شرحي بر خطبه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها نوشته، اما به طبع نرسيده. در سال 1344به رحمت حق پيوست.

شيخ حسين مفلس قمي ملقب به ارده شيره
او نويسنده تحفة الفاطميين في احوال القم و القميين است. وي در اشعارش «مفلس» تخلص مي كرد و به سبب سرودن منظومه اي در تعريف «ارده شيره»، به همين نام مشهور شده است.

شيخ حسين در سال 1305 ه ق. در قم ديده به جهان گشود. وي در كتابش، تحفة الفاطميين، نام پدرانش را چنين ذكر كرده است: شيخ حسين فرزند محمد حسن عارفي فرزند حاج محمد رضا فرزند محمد تقي عاشق فرزند علي اكبر حلوائي فرزند ابراهيم قمي. او بعد از شصت و دو سال زندگي، در سال 1367 ه ق. از سراي فاني به عالم باقي رخت كشيد و حدود پانزده اثر علمي از خود بر جاي گذاشت كه فهرست آن ها در كتاب شناسي آثار مربوط به قم مندرج است.(4)

اثر مشهور مفلس قمي، كتاب تحفة الفاطميين است كه در دو جلد تنظيم كرده، جلد اول را در سال 1350 ه ق. و جلد دوم را در سال 1351 ه ق. به پايان رسانيده است.

از آثار وي،منظومه ارده شيره و همچنين بخشي از اشعارش در 40 صفحه، با مقدمه عباس مير ابوالفتحي، به چاپ رسيده است.

نمونه اي از اشعار وي كه در ختم جلد اول تحفة الفاطميين سروده، چنين است:
شكر خدا را كه ز فيض ازل
وز سبب مكرمت لم يزل

گشت به سعي قلم خوش خرام
جلد نخستين ز كتابم تمام

مخزن اين نامه نامي اثر
گشت ز فيض سخنم پر گهر

طرفه خبرهاي كهن گفته شد
دُرّ سخن بين كه چسان سفته شد

هست اميدم كه به رغم حسود
نغمه سرايان رياض وجود

چونكه درآيند در اين بوستان
بازگشانيد به تحسين زبان

ساز نمايند نواي كرم
درگذرند از سر سهو قلم

 

 

نظامي گنجوي

 
شيخ ابو محمد بن شيخ يوسف نظامي قمي، اصل آن جناب از خاك پاك تفرش است كه از اعمال قم شمرده مي شود و والد ماجدش به گنجه كه از بلاد معتبره آذربايجان است و به خوشي هوا مشهور است، رفته و آن جناب در آنجا متولد شد و خود در اقبال نامه مي فرمايد:
نظامي ز گنجينه بگشايي بند
گرفتاري گنجه تا چند چند

چو دُر گر چه در بحر گنجه گمم
ولي از قهستان شهر قممم

 

 

ميرزا محمد محيط قمي

 
فخرالمتقدمين و ذخر المتأخرين ميرزا محمد القمي [ الوزوايي ] المتخلص به «محيط» و ملقب به شمس الفصحا -طابت ترتبه -… در سوم صفر سال 1317 به رحمت حق پيوست. تحصيل علوم عقليه و نقليّه را در خدمت اكابر علما نموده بود. و آن گنج دين و دانش در ارض اقدس شيخان قم مدفون گشت.

و ديواني دارد كه مقدار پنج هزار بيت است و بعد از خودش، ميرزا حيدر علي متخلص به ثريا، جمع آوري نموده و در سال 1318 ه ق. به طبع رسانده است.(5)

——————————————————
پي نوشت:
1) تك نگاري ها مقالاتي است كه نگارنده در مجلات مختلف منتشر نموده و شرح حال هاي كوتاه برگرفته از كتاب نقض عبدالجليل رازي و در چند مورد به نقل از تحفة الفاطميين و در يك مورد نيز از نسخ خطي آستانه نقل گرديده كه در پاورقي ها تذكر داده شده است.
2) الذريعه، ج 1،ص 425؛ اين كتاب در سال 1328 ه ق. كه سال تأليف آن مي باشد به چاپ رسيده و نسخه دست خط مؤلف، در كتاب خانه حضرت آيت الله نجفي مرعشي به شماره 7873 موجود است.
3) تأليف ديگري از وي به نام تشييد البنيان لفتاوي البيان كه شرحي است بر كتاب البيان شهيد اول، در دست است كه ناتمام مانده و نسخه دستخط مؤلف، در كتاب خانه حضرت آيت الله نجفي مرعشي به شماره 7875 موجود است.
4) كتابشناسي آثار مربوط به قم، مدرسي طباطبايي، ص 173-189.
5) الذريعه، ج 9، ص 1015.