امروز : یکشنبه 25 آذر 1397 ساعت : 20:37:56
قم حرم اهل بیت (ع)
  • امام صادق(ع)مى فرماید:خداوندحرمى دارد که مکه است،رسول خدا(ص)حرمى دارد که مدینه است،على(ع)حرمى دارد که کوفه است و ما هم حرمى داریم که قم است و بزودى یکى از اولادمن در آن دفن مى شود که هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب میشود
ساعت

فضایل قم

قم پایگاه مهم شیعیان

 
قم از سده دوم هجری تاکنون پایگاه مهم شیعیان بوده و به همین دلیل مورد بی مهری و حمله مخالفان تشیع قرار گرفته است. برای نمونه، مؤلف بعض فضائح الروافض – که ناصبی متعصبی بوده – انواع تهمت ها و افتراها را بر شیعه وارد نموده و در کتابش از شهرهای مهم شیعه و در راس آن ها قم، در موارد متعدد به بد نامی یاد نموده است.

او که در قرن ششم هجری می زیسته، لبه تیغ حملات خود را متوجه شهر قم نموده که نشانگر اهمیت و شهرت این شهر، حتی در نزد مخالفان بوده است. برای نمونه، چند مورد نقل می شود:

… و آن دستار بندان از قم و کاشان و آبه چنان مستولی بودند به کرد و رفتِ مجدالملک براوستانی که… (۱) و در هیچ شهری که رافضیان آنجا غلبه دارند… چون قم و کاشان و آبه و ورامین و ساری و اُرم… بدان که خیر العمل آشکارا سازند. (۲)

من به قم بودم. در مسجدی رفتم، سگی را دیدم. (۳)

عبدالجلیل رازی در پاسخ هایی که به دانشمند اهل سنّت داده، در اغلب موارد، قم را به عنوان مرکز شیعیان و شهر فرهنگی و مذهبی شیعه یاد کرده است؛ برای نمونه:… اگر غرض این بودی از خواندن مناقب، بایستی که به قم و کاشان و آبه و بلادِ مازندران و سبزوار و دیگر بقاع که الا شیعه نباشد نخوانندی. (۴)

 

تمجید عبدالجلیل رازی از قم

 
عبدالجلیل رازی در کتاب نقض به پاسخ گویی شبهات مؤلف ناصبی پرداخته و از جمله در مورد اتهامات وی به مردمان شهر قم در موارد، متعدد فضایل قم را برشمرده است که نمونه هایی از آن چنین است:

و در این تاریخ که این نقض می نویسم، مثالی رسید از قم،که مقطع قم امیر غازی غازی زاده صاتماز بن قایماز الحرمی به قم فرستاده بود. اولش بدین عبارت که «اهل قم از خدای تعالی به نزدیک ما ودیعت اند و ما را رعیتی مبارک اند و تا شهر قم، نامزد دیوان ما کرده اند، هر روز ما را منزلتی و رتبتی پدید آمده است. و ما ایشان را به فال کرده ایم. چون چنین پادشاهی حنفی به تعصّب ملحد کش در قم و قمیان چنین نویسد، الّا از سر بصیرت و حقیقت نباشد، چه پادشاه با رعیّت تقیّه نکند و هزل ننویسد…(۵) آن که گفته است: در کتاب تأیید النبوه و تسدید الامامه که یونس بن عبدالرحمن القمی الرافضی کرده است… امّا جواب این کلمات آن است که از غایت جهل این مصنف یکی این است که ذکر شخصی کرده است و گفته است: قمی، آن که گفته است: رافضی. و نداند که چون قمی بگفتی، مستغنی باشی از ذکر مذهب، که در حکایت آمده است که مردی اصفهانی یکی را پرسید که از کدام شهری؟ گفت: من از شهر دندان کنان. مرد، فرو ماند گفت: معنی، مفهوم نیست. مرد گفت: معنی آن است که: چون من گویم: از قم، گویی: آه. پس چون ذکر قم رفت، ذکر مذهب، بی فایده باشد؛ که قمی الّا شیعی نباشد و الّا رافضیش نخوانند. (۶)

 

فضایل شهر قم

 
عبدالجلیل رازی سخت به شهر قم علاقه مند بوده و به این شهر عشق می ورزید، و به همین دلیل بخش مستقلی از کتابش را به ذکر فضایل این شهر اختصاص داده که متن کامل وی چنین است:

معلوم است که در شهر قم که همه شیعت اند، آثار اسلام و شعار دین و قوّت اعتقاد چون باشد از جوامع که ابوالفضل عراقی کرده است بیرون شهر، و آنچه کمال ثابت کرده است و در میان شهر و مقصوره های با زینت و منبرهای با تکلّف،و منارهای رفیع، و کراسی علما و نوبت عقود مجالس و کتبخانه های مِل ء از کتب طوایف، و مدرسه های معروف چون مدرسه سعد صلب و مدرسه اثیر الملک، و مدرسه شهید سعید عزّ الدّین مرتضی – قدس الله روحه – و مدرسه سیّد امام زین الدین امیره شرفشاه که قاضیو حاکم است. و آن سرای ستّی فاطمه بنت موسی بن جعفر – علیهما السلام – با اوقاف و مدرس و فقها و ائمّه و زینت تمام و قبول اعظم، و مدرسه ظهیر عبدالعزیز، و مدرسه استاد بوالحسن کمیج، و مدرسه شمس الدّین مرتضی با عُدت و آلت و درس، و مدرسه مرتضی کبیر شرف الدّین با زینت و آلت و حرمت و قبول، و غیر آن که به ذکر همه، کتاب مطوّل شود، و مساجد بیمر، و مقریان فاخر عالم به قراءت، و مفسّران عالم به منزلّات و مؤوّلات، و ائمّه نحو و لغت و اعراب و تصریف و شعرای بزرگ و فقها و متکلّمان از اسلاف به اخلاف رسیده،و زهّادِ متعبّد و حاجیان بیمر و روزه دارانِ سه ماهه ایّام شریفه، و نمازکنندگان به شب، و أهل بیوتات از علوی و رضوی و تازی و دیالم و غیر هم، و هر سحر گاه از چند مسجد مناره آوازِ موعظت و بانگ نماز متواتر، و هر روز در مساجد کبیر و صغیر و مدارس معروف و در سراهای بزرگان، ختم قرآن معتاد و معهود، و مال های فراوان که هر سال از وجوهِ حلال به متابعت شریعت در وجوه زکات و اخماسّ و صدقات صرف شود. به نظر امینان و متدیّنان و محتسب عارف علوی که بی ریا و سُمعه درّه (۷)بر دوش نهاده، و همه ساله نهی منکرات را میان بسته، و آنچه شعارِ شریعت و تمهیدِ قواعد اسلام است از درس و مناظره و مجلس ِ وعظ و حلقه ذکر معیّن و مقرّر، و نور و نُزهت و برکتِ مشهدِ فاطمه بنت موسی بن جعفرعلیهم السلام ظاهر و باهر، و امرا و سلاطین و وزیرانِ معتقد با آثار خیرات و انوار برکات که دیده اند و شنویده.

و اخبار که در فضیلت قم و اهل قم از رسول و ائمه روایت [شده]است، بی نهایت است تا از جعفر صادق علیه السلام روایت است که گفت: «ألا انّ لله تعالی حرماً و هو مکّه، ألا انّ لرسول الله حرماً و هو المدینه، ألا انّ لأمیر المؤمنین حرماً و هو الکوفه، ألا انّ حرمی و حرم ولدی بعدی قم، ألا انّ قمّ کوفتنا الصغیره، ألا انّ للجنّه ثمانیه أبواب، ثلاث منها الی قم ّ. تقبض فیها امرأه من ولدی و اسمها فاطمه بنت موسی تدخل بشفاعتها شیعتنا الجنّه بأجمعهم».

و هم از وی ۷ روایت است که گفت: «اذا عمّت البلدان الفتن و البلایا، فعلیکم بقمّ و حوالیها و نواحیها. فانّ البلایا مدفوعه عنها».

و از رضا علیه السلام روایت کرده اند که گفت: «للجنّه ثمانیه أبواب، فباب منها لأهل قمّ. فطوبی لهم، ثمّ طوبی لهم، ثمّ طوبی لهم.»

و سعد بن سعد بن الاحوص روایت کرد از علیّ بن موسی الرّضا علیهما السلام که گفت: «یا سعد عندکم لنا قبر؟ فقلت له: نعم جعلت فداک. عندنا قبر فاطمه بنت موسی بن جعفر، قال علیه السلام: یا سعد من زارها فله الجنّه. او: هو من أهل الجنّه».

و از امیر المؤمنین ۷ روایت است که گفت: «سلام الله علی أهل قم، و رحمه الله علی أهل قمّ، یسقی الله بلادهم الغیث، و ینزّل علیهم البرکات، و یبدّل الله سیّئاتهم حسنات، هم أهل رکوعو خشوع و سجود و قیام و صیام، هم الفقهاء العلماء الفهماء، هم أهل الدّرایه و الولایه و حسن العباده صلوات الله علیهم و رحمه الله و برکاته».

و اخبار دراین معنی، بی نهایت است و ما را این مایه برای حجّت بر خصم، کفایت است. و الحمدلله ربّ العالمین. و در این تاریخ که این نقض می نویسم مثالی، رسید از قم که مقطع قم امیر غازی غازی زاده صاتماز بن قایماز الحرمی به قم فرستاده بود اولش بدین عبارت که: «اهل قم از خدای تعالی به نزدیک ما ودیعت اند و ما را رعیّتی مبارک اند. و تا شهر قم، نامزد دیوان ما کرده اند هر روز، ما را منزلتی و رتبتی پدید آمده است، و ما ایشان را به فال کرده ایم.» چون چنین پادشاهی حنفی به تعصّب ملحد کش درقم و قمیان چنین نویسد، الّا از سر بصیرت و حقیقت نباشد؛ چه پادشاه با رعیّت، تقیّه نکند و هزل ننویسد. پس اگر مصنّف را معلوم نیست، باید که قدم برنجاند و ببیند و بداند تا قلم به تهمت در مساوی خطّه مسلمانان نجنباند و نرنجاند. (۸)

—————————————————-
پی نوشت:
۱) نقض» معروف به «بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض»، تألیف نصیر الدین ابوالرشید عبدالجلیل قزوینی رازی، به تصحیح میر جلال الدین محدث ارموی، ص ۸۱٫
۲) همان، ص ۱۹۴٫
۳) همان، ص ۲۰۷٫
۴) همان، ص ۷۷٫
۵) همان، ص ۱۸۹٫
۶) همان، ص ۲۵۲٫
۷) دِرّه: تازیانه
۸) نقض، ص ۱۹۴ – ۱۹۸٫

تمامی حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به مجتمع اقامتی طوبی میباشد